آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «-23-» را در ادامه بخوانید. و من ، فکر می کنم که ، انسانها به خاطر قدرت تعقلی که داشتن ، طبیعت دیگه قادر نیست ، کنترلشون کنه. طبیعت با انتخابی که می کرد باعث میشد جمعیت رشد بیش از حدی پیدا نکنه ، یا موجودات به سوی تکامل جسمانی و شاید عقلانی برن ، اما امروز ، انسان دخیلِ این ماجرا شده و به نظر من روند تکامل تغییر کرده ، و یجورایی انسانیزه شده. امروز و یا شاید آینده ، دیگه محوریت بقا روی جسم نیست و عقل ، اهمیت بیشتری داره. و حتی معنی شایستگی تکامل عوض شده.گذشته ، کسی
برچسب:
نویسنده: آتنا کمالی
در این گزارش، تازهترین اطلاعات درباره «ویرایش نشده» را میخوانید.همیشه "تغییر" برای من ، واژه ی جالب و در عین حال کسل کننده ای بود، یادمه یه بار به برادرم می گفتم این حجم از بلایی که بزرگ شدن سر آدما میاره ، از درک من خارجه ، این همه تغییر .. یادمه یه جا خونده بودم هیچکدوم از این ادمهای بداخلاقِ خسته و شکسته ، توی نوجوونیشون نمی خواستن اینطوری باشن ..قدیم ترها تغییرکردن و نمی شناختم ، باهاش کنار نمیومدم و نمیتونستم بپذیرم بلایی که بزرگ شدن سر آدمها آورده قراره سر من هم بیاد و این بد نیست ، اما
برچسب:
نویسنده: آتنا کمالی
زیگموند فروید
برچسب:
نویسنده: آتنا کمالی
تنها راه حلی که برای ما مانده است همین است:
شاهد زمانه بودن
از خلال یکی از نامه های سیمین دانشور به منصور اوجی
۱۸ شهریور ۱۳۶۰
یکصد و ده نامه از دو سیمین
انتشارات نیلوفر
برچسب:
نویسنده: آتنا کمالی
اوریانا فالاچی
برچسب:
نویسنده: آتنا کمالی
خجالت آور است تماشای کسی که آخر عمری، خود را موشکافی می کند و به این نتیجه می رسد تنها چیزی که با خود به گور می برد شرم زندگی نکردن است.
استیو تولتز - جزء از کل
برچسب:
نویسنده: آتنا کمالی
برچسب:
نویسنده: آتنا کمالی
و چیزی که بخاطرش تا اینجا اومدم تا بگم ، این بود که ، فیلمهایی که هر صحنشون یه حرف برای گفتن داره ، باعث میشن دید آدم به زندگی مفهومی بشه ، و به هر اتفاق با شکاکیت نگاه کنه تا حرفِ پشتشو درک کنه ، و همونطور که میگن زندگی مجموعه ی منظم از بی نظمی هاست ، زندگی مجموعه ی بی معنی ای از صحنه هاییه که به قطع یقین حرفی برای گفتن دارن
برچسب:
نویسنده: آتنا کمالی
برچسب:
نویسنده: آتنا کمالی
برچسب:
نویسنده: آتنا کمالی
برچسب:
نویسنده: آتنا کمالی
برچسب:
نویسنده: آتنا کمالی
- اون شلوار گشاده و لباس قرمزه و میپوشم
احتمالا هم گوشی علی و بر میدارم سلفی بگیرم
+ وقتی اعصابت خورده و اون شلوار گشاده و
لباس قرمزه تنته ، علی هم خونه نیست ،
چیکا میکنی ؟
- [به صورت طرف زُل میزند]
برچسب:
نویسنده: آتنا کمالی